Dusharm

 
قو
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢۱
 

 

شنيدم که چون قوی زيبا بميرد،   فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشيند به موجی،   رود گوشه ای دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب،   که خود در ميان غزلها بميرد

گروهی بر آنند که اين مرغ شيدا،   کجا عاشقی کرد، آنجا بميرد

شب مرگ از بيم آنجا شتابد،  که از مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نکته گيرم که باور نکردم،   نديدم قويی به صحرا بميرد

چو روزی ز آغوش دريا برآمد،  شبی هم در آغوش دريا بميرد

تو دريای من بودی آغوش واکن،  که می خواهد اين قوی زيبا بميرد

 

گويند که قو روی شنهای ساحل تخم می گذارد بعد ار ۴۰ روز هنگام تولد تخم را در داخل آب می اندازد و هنگام مرگ نيز به زادگاه خويش (در آب) می رود.

قو


 
 
خواب راحت
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢۱
 

خواب راحت نکند، آنکه دلش بيدار است