Dusharm

 
 
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٩
 

عاطفه رجبي كيست؟

مادر عاطفه چند سال پيش زماني که او کودکي بيش نبود فوت کرد. نام خانوادگي عاطفه ساهاله ميباشد ولي از انجائيکه مادر بزرگ وي(رجبي) عمدتا مسئوليت نگهداري وي را بعهده داشت او را به نام عاطفه رجبي ميشناختند. پدر وي يک ميوه فروش دوره گرد است. عاطفه داراي دو برادر و يک خواهر بود که هردو برادر به علت نداشتن سرپرست در دوران کودکي به مواد مخدر اعتياد پيدا کردند. خواهر وي ازدواج کرده است. خانواده ساهاله هميشه در شرايط بد اقتصادي بود ه اند. خانه آنها ( اگر بتوان آنرا خانه ناميد، زيرا بيشتر شبيه يک چهارديواري مخروبه است) در خيابان راه آهن نکا، همانجا که عاطفه را اعدام کردند واقع ميباشد.


تفكرى بيمار: اعدام دخترى جوان در ايران به اتهام “اعمال منافى عفت”

راينر زوليش - دويچه وله
در ايران دخترى 16 ساله به اتهام “رفتار منافى عفت” اعدام شد. عاطفه رجبى در تاريخ 15 اوت، 25 مرداد ماه، در شهر نكا واقع در استان مازندران در دادگاهى غيرمنصفانه، بدون داشتن وكيل مدافعى به دار آويخته شد. براى سازمان عفو بين الملل خبر اعدام عاطفه رجبى خبرى است هولناك و شيوه عملكرد دستگاه قضايى ايران نيز شيوه اى است ناپذيرفتنى. اين سازمان مدافع حقوق بشر خواستار حذف مجازات اعدام براى خردسالان از قوانين جزايى ايران شده است. سازمان عفو بين الملل درخواست كرده است كه جريان محاكمه و اعدام عاطفه رجبى به گونه اى مستقل بررسى گردد. راينر زوليش، همكار صداى آلمان، در اين باره تفسيرى نگاشته است.

نابالغى را اعدام كردن كارى است بس خبيث و با آن حقوق بين الملل به گونه اى چشم گير پايمال مى گردد. به همين دليل است كه سازمان عفو بين الملل به حق از اعدام دخترى كه گفته مى شود تنها شانزده سال داشته، برآشفته است _ بخصوص كه اين سازمان مدافع حقوق بشر از سال 1990 ميلادى تا كنون ده مورد مشابه را در ايران ثبت نموده است.
حتى اگر دختر اعدام شده 16 سال نمى داشت، بلكه _ آن گونه كه مقامات ايرانى ادعا مى كنند _ 22 ساله مى بود هم باز اين واقعه خشم برانگيز مى بود. چون اين دختر در هيچ مرحله از دوره بازجويى و محاكمه اش برخوردار از مشاورى حقوقى و مشاورى روانى نبود. و البته آنچه بيش از هر چيز عصبانى كننده است خود اعدام كردن اين دختر است و دليلى كه براى آن آوردند: به گزارش سازمان عفو بين الملل اعدام اين دختر به خاطر آن بوده كه باصطلاح “رفتارى منافى عفت” داشته است. اصلا اهميتى ندارد كه منظور از چنين اصطلاحى در اينجا چيست، اينكه اين دختر روسپى بوده يا _ آن گونه كه روزنامه اى ايرانى نوشته _ چهار رابطه غير مشروع داشته است. فرقى هم نمى كند كه رابطه وى با زنان بوده يا با مردان: هيچ كس _ هيچ اخلاق گراى دينى اى و هيچ قاضى اى حق ندارد در باره زندگى جنسى انسانهاى ديگر به داورى بنشيند و آنها را بدان خاطر مجازات كند.
انسانهايى كه چنين بيانديشند و سرانجام بخواهند به زنان حق بيشترى بدهند در ايران نيز يافت مى شوند. براى نمونه فعال حقوق بشر و برنده جايزه نوبل صلح از جمله اين انسانهاست. يا آن نمايندگان مجلسى كه در ماه دسامبر يعنى اسفند سال پيش از راههاى قانونى تلاش كردند تا حداقل سن براى اعدام را تغيير داده، از ۱۶ سال به ۱۸ سال برسانند. بر صحنه سياست ايران آن هنگام نور افكنده مى شود كه به ياد آريم چه كسانى در ايران تا امروز جلوى دگرگونى را مى گيرند. اين شوراى نگهبان است كه مسئول است. شوراى نگهبان، كه اعضاى آن همگى اقتدارگرايان دينى اند، بى آنكه هيچ گونه حقانيت دموكراتيكى داشته باشد بالاترين مرجع كنترل كننده قوانين در جمهورى اسلامى ايران است. ظاهرا كسانى در اين شورا هستند كه مى پندارند با اعدام دخترى نابالغ دست به عملى الهى زده اند.
اما چنين طرز تفكرى نه مذهبى بلكه بيمارگونه است. اين شيوه انديشيدن ديگر ربطى به دين ندارد، كه در اينجا از آن تنها به عنوان بهانه اى سواستفاده مى شود براى پوشانيدن عقده اى كه در اعماق رسوخ و رسوب كرده است.
اعدام دخترى كه به او اعمال منافى عفت را نسبت مى دهند در ايران نمونه اى نشانگر اينكه مسلمانان عقب مانده اند يا از نوعى ديگرند نيز نيست. اما اعدام اين دختر نشان مى دهد كه دين و دولت بايد در نهايت از هم جدا باشند. چون وگرنه سياستمداران يا قاضيان بر هر كار خلاف يا عمل شنيعى كه خود مسئول آنند، پوششى دروغين به نام نمايندگى يا ولايت الهى مى افكنند. بايد اميدوار بود كه در ايران نيز روزى دموكراسى برقرار گردد.

زهرا ارزنى : تخلف بى چون و چراى دادگاه شهرستان نكاء در صدور و اجراى حكم اعدام عاطفه رجبى

راديو آلمان :

خبر اعدام يك دختر جوان و از قرار مهجور در شهرستان نكاء به دليل رابطه جنسى غير مجاز، افكار عمومى را در ايران و جهان تكان داده و به تامل واداشته است. با خانم زهرا ارزنى وكيل دادگسترى و از فعالين مركز فرهنگى زنان ايران در باره مجراهاى قانونى مجازات اعدام و شمول اين مجازات به پرونده قربانى كه عاطفه رجبى نام داشت، پرسش هايى در ميان گذاشتيم.

مصاحبه: مهيندخت مصباح
دويچه وله: خانم ارزني، سن قانوني در ايران چقدر است؟
زهرا ارزني: اگر به ماده 1210 قانون مدني نگاه کنيم، مشاهد مي کنيم که سن بلوغ پسر 15 سال قمري و دختر 9 سال قمري مي باشد. اين سن قانوني را در رابطه با بلوغ فيزيکي در نظر گرفته بودند و همه جا در حال اجرا شدن بود، مگر در امور مالي که گفته مي شود رشد عقلى فرد بايد تاييد شود. براي گرفتن گذرنامه،‌ تنظيم سند مانند خانه و ماشين يا افتتاح حساب جوانان بايد 18 سال تمام را داشته باشند. براى راى دادن كه كارى عمومى است، براى پسر و دختر مشتركا سن 14 سال بعنوان سن قانونى در نظر گرفته شده. ما در واقع رنگين كمانى از سن قانونى در ايران داريم. ضمنا سن قانوني از طرف دولت در حال اعلام شدن بود و من دقيقا نميدانم آيا اين لايحه را به مجلس داده اند يا نه که سن قانوني دختر 13 سال تمام و پسر را 15 سال تمام اعلام مي کرد.
دويچه وله: آيا براي مجازات اعدام در کتاب قانون مرز سني تعين شده است؟
زهرا ارزني: در رابطه با مسئوليت کيفري ما از جمله مسئله ي صغير بودن را داريم و اينكه قانون مدنى كشور سن بلوغ را براى دختر 9 سال و براى پسر 15 سال تعيين كرده. براي دخترها و 15 سال براي پسران تعيين كرده است. بعد از اين سن ديگر فرد صغير نيست و بالغ است. پس اگر ما اين را ملاك‌ حکم قرار بدهيم، سن شمول مجازات براي دختران 9 سال تمام و براي پسران 15 سال تمام است.
دويچه وله: آيا اساسا قانون تصريح کرده است که مجازات عمل به اصطلاح منافي عفت، آن هم از سوي يک صغير، لزوما حکمش اعدام باشد؟
زهرا ارزنى اساسا صغير درقوانين ما، نه تنها مجازات اعدام بلکه مجازات کيفري نيز ندارد، حتا اگر مرتکب قتل شود. صغير مسئوليت كيفرى ندارد. ديوانگان هم مسئوليت كيفرى ندارند.اگر صغير را طبق قوانين ما تعريف کنيد، چه مرتكب زنا شده باشد چه حتى فردى را به قتل رسانده باشد، يا هر جرم ديگرى مرتكب شده باشد، از نظر قانون كيفرى مجازات ندارد و تنها خسارات مالي آن را بايد والدين او تقبل کرده و بپردازند.
عمل منافي عفت حکمش اعدام نيست. منتها کسي که حکم را صادر کرده، اعلام کرده است که به اتهام زناي محصنه اين خانم را محکوم به مرگ کرده، نه به دليل عمل منافي عفت. چون اعمال منافي عفت حتى حد شلاق بالاي 80 ضربه را هم ندارند. عمل منافي عفت در قانون تعريزات ما تعريف شده و مجازات آن بسيار سبک است.
دويچه وله: عاطفه ي رجبي که 16 ساله بوده و طبق خبرها از سلامتي رواني کافي هم برخوردار نبوده است، عملا از نظر عرف و شرع مهجور يا مجنون محسوب مي شده است. چطور حکم اعدام در مورد او اجرا شد؟
زهرا ارزني: چه سن 16 را كه شما ميگوييد و چه سن 22 سال را كه يك مقام قضايى در مصاحبه را روزنامه اعتماد گفته، در نظر بگيريم، طبق قوانين ما عاطفه رجبى زن بالغ محسوب ميشده و احكام مجازات اش با هم نمى توانسته اند تفاوت داشته باشند. منتها اگر اين دختر 16 ساله بوده، مرجع رسيدگي به جرمش بايد دادگاه اطفال مى بود. بعلاوه ديوانگان طبق تصريح قانون مسئوليت كيفرى ندارند.
دويچه وله: اين دادگاه کودکان که شما به آن اشاره کرديد، تفاوتش با دادگاه افراد بالغ و بزرگسال چيست؟
زهرا ارزني: دادگاههاي اطفال الان نزديک به 7 يا 8 سال است که در ايران تعريف شده اند. آنها به جرايم افراد زير 18 سال رسيدگي مي کنند. محيط دادگاه متفاوت از محيط دادگاه بزرگسالان است و آنجا از قضاتى استفاده مي کنند که تجربه ي کاري بيشتري دارند.در اين دادگاهها با نگاه جرم محض به اعمال كودك يا نوجوان نگريسته نمي شود. گاهى مجازات هاى ويژه اى كه شبيه آن ديده نميشود براى مجرم در نظر گرفته ميشود. براي نمونه در يکي از اين دادگاهها قاضي براي نوجوانى که ايجاد مزاحمت در محل کرده بود، مجازات کاشتن 21 درخت را تعيين کرد.
اما با توجه به قانون تشکيل دادگاه عمومي انقلاب که سال 81 هم اصلاح شد، دادگاه شهرستان نكاء صلاحيت رسيدگي به اين پرونده را نداشته است. براي اينکه طبق ماده ي 20 اين قانون مشخص شده است که جرايمي که مجازات آنها در حد اعدام است، حتما بايد در دادگاه استان و با حضور 5 قاضي رسيدگي شود. به فرض هم اگر اين خانم جرمي را انجام داده بود که مجازات آن در حد اعدام بود، بايد کيفرخواست داده مي شد و بعد به دادگاه استان مازنداران ارجاع ميشد.
تعجب من از اين است که ديوان عالي کشور به اين مسئله توجه نکرده و حکم را تاييد نموده است. از طرف ديگر اگر اين خانم جرمي را در حد مجازات اعدام انجام داده،‌ حتما مي بايست وکيلي اختيار مي کرد. اگر چنانچه خود او نمي توانست براي خودش وکيلي انتخاب کند، دادگاه موظف بود براي او وکيل تسخيري انتخاب کند. اين اصل رويه ي قضايي ست كه مجازات هاى در حد حبس ابد يا اعدام، حتما با حضور وکيل بايد درخواست شوند.
دويچه وله: با توجه به اين موارد تخلف بالا که شما از آنها نام برديد، مانند نداشتن وکيل و عدم صلاحيت دادگاه شهرستان نكاء، شما به عنوان يك حقوقدان شخصا چه اعتراضي به اين مسئله داريد؟
زهرا ارزني: به عنوان يک حقوقدان اميدوارم که قوه قضاييه تخلف دادگاه نكاء را کاملا صريح و روشن اعلام کند. صادرکننده ي حکم، رييس دادگاه شعبه ي اول نكاء خودشان توضيح بدهند که چگونه است كه حکم اعدام در دادگاهي در شهرستان تعيين شده ، در حاليكه با توجه به تبصره يك و تبصره دو ماده 20 قانون تشکيلات عمومي و انقلاب كه مي گويد که اين موارد بايد در دادگاه استان رسيدگي شود.. من به عنوان يک حقوقدان اين اعتراض را دارم که اينجا حق يک فرد ضايع شده است. حتا اگر اين فرد مجرم باشد، حق دفاع از خودش، حقوق مستقلي که بايد در اين پرونده رعايت مي شد، پايمال شده.اين نقض آشکار اصول اوليه بشري ست.
ايراد ديگر اين است که اين خانم مجرد بوده ولي همان آقاي قاضي گفته است که به اتهام زناي محصنه ما او را محکوم به مرگ کرديم. زناي محصنه به زناى زني اطلاق مي شود که شوهر داشته باشد. ضمن اينكه اصلا حکم مجازات زناي محصنه هم كه همان سنگسارباشد، متوقف شده است. اگر فرض بگيريم که در مورد خانمي سه بار حد شلاق يعني مجازات شلاق به اتهام زنا جاري شده بود و اين مرحله ي چهارمش بود، بايد کاملا دادگاه مشخص کند که اين حکم را چه زماني در مورد اين خانم اجرا کرده است و آيا سه بار آن اجرا شده و اين بار چهارم اوست؟ چرا كه در اين مورد هم اگر فردي سه بار مرتکب عمل زنا شود و مجازات حد براي او جاري شود، در مرتبه ي چهارم طبق قانون مجازات حکم او مرگ است. ولي همه ي اينها بايد مشخص شود. اين سابقه اي که اين ها اعلام کرده اند، چرا مشخص نميشود؟ چطور دختر به قول آنها 22 ساله اى سه مرتبه حد در باره اش جارى شده و اين همه سوابق كيفرى داشته است؟.
دويچه وله: سازمان عفو بين الملل اطلاعيه ايي صادر کرده است که در آن خشم و نگراني مجامع حقوق بشري را نسبت به اعدام يک دختر 16 ساله که کودک محسوب مي شود اعلام کرده است. چرا در جايي که سازمانهاي خارج از کشور با اين حساسيت به اين مسئله برخورد کرده اند، جاي برخورد نيروهاي داخل کشور که مدافع حقوق زنان يا به طور کلي مدافع حقوق بشرند، اينقدر در اين مورد خالي ست؟
زهرا ارزني: من اطلاعيه ي سازمان عفو بين الملل را ديده ام. تاكيدى هم در آن شده بود در مورد لغو قوانين اعدام نسبت به کودکان مجرم. در اينمورد بايد يادآورى كنم كه لايحه اي را قوه قضاييه تصويب کرده بود که طى آن حکم اعدام براي افراد زير 18 سال ممنوع شده بود، ولي اين لايحه هنوز به مجلس نرفته است تا به تصويب نهايي برسد و در کشور ما اجرا شود. ما اميدواريم که با توجه به اين مسايل اين عمل هرچه زودتر انجام شود.
ولي گله ي من به عنوان يک ايراني اين است که ما بسياري از كانون هاى مدافع حقوق بشر وجمعيت هاي حقوق بشر را داريم. اين جمعيت ها در مورد بعضي از مسايل بطور جدى دخالت مي کنند و بسيار هم حساسيت نشان مي دهند. اما در مورد اعدام اين دختر جوان ،‌ من هيچ كجا مخالفت ويا بيانيه اي از طرف اين جمعيت ها تا بحال مشاهده نکردم. در مورد حقوق زن هم دقيقا همين مسئله است. حتى ما در مركز فرهنگى زنان تنها به چند مقاله و يك بيانيه اكتفا كرديم. متاسفانه در اين مورد ما عملا هيچ کاري انجام نداده ايم.


 
 
 
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱۸
 

فرشته عزيز...

Dona Gelsinger - Angels Spirit

Dear angel ever at my side, how lovely you must be,
To leave your home in heaven to guard a child like me!

فرشته عزيزي كه هميشه كنارم هستي جقدر بايد دوست داشتني باشي

زندگي خود را از بهشت ترك كرده اي تا براي محافظت كودكي مثل من آمده اي

When I am far away from home, or maybe hard at play,
I know you will protect me from harm along the way.

وقتي من از خونه دورم يا وقتي مه سخت غرق بازي هستم

مي دونم كه مرا محافظت خواهي كرد از آسيبهاي اطرافم

Your beautiful and shining face I see not, though you're near,
The sweetness of your lovely voice, I cannot really hear.

من درخشش و زيبايي چهره ات را نمي بينم با اينكه به من نزديكي

شيرين صداي دوست داشتنيت را نمي شنوم

But when I pray you’re praying too, your prayer is just for me.
And when I sleep, you never do - you’re watching over me!

اما وقتي من دعا مي كنم تو هم دعا مي كني دعاي تو فقط براي من است

و وقتي من مي خوابم تو هيچوقت نمي خوابي و به من توجه مي كني

 

May Your Angel Always Watch Over You...

Akbar Nemati

ممكنه فرشته شما هميشه به شما توجه كند

اكبر نعمتي


 
 
وصیت نامه داریوش کبیر
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱۸
 

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران
است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در
آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز
دارای احترام هستند.

جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها
بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی
آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در
خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد .
زیرا قدرات پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز
هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه
اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن
برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام
ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی
به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته
وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف
کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ
ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون
انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و
غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو
باید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی
تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها
موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله
موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن
و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به
این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی
داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .


هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای
آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان
وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم
کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به
مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت
دوستی بنمایی .


کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم
هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و
جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و
عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که
ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ،
نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف
یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک
ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه
ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به
خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم
دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط
نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون
مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده
است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد
تماس نخواهند داشت .

افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری
نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله
متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت
کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که
دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله
شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو
بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود
وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری
میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما
هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و
همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر
كیش که میل دارد پیروی نماید .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه
کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت
سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است
مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت
سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدر
بودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل
من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ،
خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ
کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت
بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور
وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ،
بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا
اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .


زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی
داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی
قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر
قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست
برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده
است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در
آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه
اول قرار بده .

عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته
ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط
موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به
دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا
حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که
غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از
مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها
بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .



-----------
حالا شما قضاوت كنيد ما چقدره وصيت بزرگانمان عمل كرده ايم


 
 
زندگی بدون دوستی
نویسنده : اکبر نعمتی - ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱٥
 

زندگي بدون دوستي

Life without friendship....
is like the dawn without the sun.

زندگي بدون دوستي

مثل سپيده بدون خورشيد است

Life without friendship....
is like the sky without the moon
when the evening has begun.

زندگي بدون دوستي

مثل آسمان شب بدون ماه است

Life without friendship....
is like a rose without rain.

زندگي بدون دوستي مثل رزي بدون باران است

Life without friendship....
just wouldn't be the same.

زندگي بدون دوستي

فقط  يكنواخت نخواهد بود

Life without friendship....
is like a ship without a sea.

زندكي بدون دوستي

مثل كشتي بدون درياست

Life without friendship....
just could not be
without a friend like you for me.

زندگي بدون دوستي نمي تونه وجود داشته باشه

بدون دوستي مثل تو براي من

I Cannot Imagine Life Without Your Friendship!

Akbar Nemati

نمي تونم زندگي بدون دوستي را تصور كنم