قصه ناب صميمیت

بی تو هر فصل خزانی است پر از دغدغه تنهايی،
با تو هر لحظه شکوهی است بس رويايي،
بی تو چون ماهی دور از برکه در هوای عطش آبم،
بی تو بيتابم من،
با تو اما از رحمت باران محبت لبريز،
بی تو پژمرده، چون برگ پاييز،
با تو چون زمزمه موج، به گوش ساحل،
دفتر خالی قلبم افسوس بی تو از واژه احساس تهی می ماند،
بغض من اسم تو را می خواند،
کاش بودی،
کاش می ماندی تو،
قصه ناب صميمیت را، کاش می خواندی تو.

/ 0 نظر / 6 بازدید